محمد تقي المجلسي ( الأول )

81

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

يصرفه احد غيرك ) ( 1 ) يعنى اى خداوند بزرگوار قهّار در عزّتى كه ترا هست كه هيچ كس عزيزتر از تو نيست در آن عزتى كه ترا است عزيز كن مرا به عزتى كه هيچ كس نمىداند چگونگى آن را رو بسوى تو كرده‌ام و شفيع خود گردانيده‌ام آن حقى را كه محمد و آل محمد بر تو دارند كه ببخشا مرا آن چه غير تو نمىتواند بخشيد و دفع كن از من چيزى را كه غير تو آن را دفع نمىتواند كرد پس حضرت به اصحاب خود فرمودند كه و الله كه اين اسم اكبر الهى است در زبان سريانى كه حبيبم حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله مرا خبر داد كه من به اين اسم حق سبحانه و تعالى را خواندم و بهشت خواستم داد و رفع جهنم خواستم داد . و چون شب سيم شد ديد كه اعرابى دست به همان ركن زده است و مىگويد كه يا من لا يحويه مكان و لا يخلو منه مكان بلا كيفيّة كان يعنى اى خداوندى كه هيچ مكانى او را فرا نگرفته است و هيچ مكانى از او خالى نيست بى آن كه او را يا آن را چگونگى باشد روزى ده اعرابى را چهار هزار درهم پس حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه به نزد اعرابى رفتند و فرمودند اى اعرابى شب اول مهمانى طلب كردى داد ، و شب دويم بهشت طلب كردى و صرف عذاب جهنم طلبيدى هر دو را كرامت فرمود در اين شب چهار هزار درهم مىخواهى اعرابى گفت تو كيستى حضرت فرمودند كه من على بن ابى طالبم اعرابى گفت توئى ولى خدا و مطلوب من من ترا مىخواستم و حاجتم به تو عرض مىكنم كه مىخواهم كدخدا شوم و هزار درهم از جهة مهر مىخواهم و هزار درهم قرض دارم مىخواهم قرض خود را ادا كنم و هزار درهم از جهة بهاى خانه مىخواهم و هزار ديگر از جهة معاش مىخواهم حضرت فرمودند كه انصاف دارى و زياده نطلبيدى چون از مكه معظمه بيرون روى در مدينه مشرفه